مرتضى راوندى

14

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

55 درصد در مشاغل مربوط به زراعت ، جنگلبانى ، شكار و ماهيگيرى كار مىكرده‌اند و 19 درصد به حرفه‌هاى صنعتى ، عمليات توليدى و مشاغل مربوط به آنها مىپرداخته‌اند . از كليهء كسانى كه به خدمات و امور ادارى و منشيگرى و فروشندگى و مانند آن مىپرداخته‌اند ، 3 / 63 % ساكن شهرها هستند و 7 / 36 % ساكن روستاها و از كسانى كه به صنايع و معادن و كارهاى مربوط به اينها شاغل بوده‌اند 55 % در شهرها و 45 % در روستا مىزيسته‌اند ، و حال آنكه از كليهء شاغلان كشاورزى فقط 7 % در شهر و 93 % در روستا سكونت داشته‌اند . پس صحيح است كه ده را مركز فعاليت كشاورزى بدانيم . اما از طرفى بايد قبول كرد كه اين گونه فعاليت ، انحصار به ديه‌ها ندارد ، و از طرف ديگر بايد تصديق نمود كه در خود مناطق روستايى نيز فعاليتهاى قديم صنعتى ( خاصه صنايع دستى چون كوزه‌گرى ، گليم و قالىبافى ) و استخراج معادن و حتى خدمات ، حائز اهميت است . در ديه‌هاى عادى نيز قسمت قابل ملاحظه‌اى از جمعيت غير كشاورز چون پيله‌ور ، خوش‌نشين ، و مانند اينها در ميان جماعت كشاورزان به سر مىبرند . . . اهميت صنايع خانگى را در روستاها از اينجا مىتوان دريافت كه از 000 ، 594 نفر كاركنان خانوادگى بيمزد ( برطبق سرشمارى 1335 ) فقط 000 ، 43 در شهرها و بقيه 000 ، 551 ( 93 % ) در مناطق روستانشين به سر مىبرده‌اند ، و جمع آثار صنايع خانگى ( تهيه و توليد قالى ، گليم ، زيلو و مانند اينها ، پارچه‌بافى ، نخ‌ريسى ، پنبه و برنج‌پاك‌كنى ، آسيا كردن غلات ، تهيهء كفش ، توليد مواد غذايى ، روغن‌كشى ، صابون و شمع‌سازى و صنايع ديگر همانند ) در كل كشور 000 ، 399 بوده است كه 000 ، 301 واحد آن در نقاط روستايى قرار داشته‌اند ( 75 % ) . - حتى در پاره‌اى استانها مانند خراسان ، اصفهان ، يزد ، سيستان و بلوچستان شمارهء صنعتگران روستانشين بيش از صنعتگران شهرنشين است . اما صنايع رايج در دهات بيشتر جنبهء ( خود مصرفى ) دارد و غالبا به منظور صدور به خارج و تأمين اضافه درآمد نيست . . . فعاليتهاى تجارى در روستاها بسيار ضعيف است . » « 1 » افزايش جمعيت عمر متوسط و بطور كلى جمعيت در ايران ، امروز ، رو به افزايش است . به علت فقدان احصائيه و آمار ، ما از سير صعودى و نزولى جمعيت ايران در دوران بعد از اسلام ، اطلاع دقيقى نداريم . آنچه از قرائن برمىآيد جمعيت ايران از دورهء سامانيان تا آغاز حملهء مغول ، به نحوى معتدل و با كندى ، رو به افزايش مىرفته و گاه‌وبيگاه در اثر جنگهاى فئودالى ، حملهء بيگانگان ، قحطى ، و با و طاعون ، و مظالم و بيدادگريهاى هيأت حاكمه ، عده‌اى از مردم به ديار نيستى رهسپار مىشدند و سير تصاعدى جمعيت براى مدتى دستخوش ركود مىشد ، و بار ديگر همين كه امنيت و آرامش نسبى پديدار مىشد ، جمعيت در نقاط مختلف كشور به كندى رو به افزايش مىنهاد . پس از حملهء مغول ، و تيمور در اثر كشتارهاى اجتماعى و فقدان امنيت اقتصادى ، و ظلم و بيدادگرى عمال حكومت ، جمعيت ايران رو به كاهش نهاد .

--> ( 1 ) . همان ، ص 222 به بعد ( به اختصار ) .